ملولم و انسانم آرزوست

امروز دیگه کافی نیست : یکی بگه : من با مذهب مخالفم ؛

یا یکی بگه : من معتقد به مذهبم. 

این دو تا حرف بی معنی است. 

باید بعد از این ، تکلیفشو معلوم کنه که : کدام مذهب را معتقده ؟!

مذهب ابوذر و مذهب مروان حکم ، هر دو اسلامه ، اما میان این دو ، فاصله بین "لات" و "الله" است. ..

خوب به اسلام معتقدی ؛ به کدام اسلام معتقدی ؟ یک اسلام که در کاخ عثمان ، سر در آخور بیت المال ، غارت میکنه مردم را. ..یک اسلام که در ربذه ، تنها و خاموش در تبعید میمیره. ..به کدام معتقدی؟

" سخنرانی اسلام شناسی 26" - دکتر علی شریعتی


پ.ن1: جمله ای که این روزها زیاد می شنوم، البته "سخنوران با افتخار زیادی سرشون رو بالا میگیرند و میگویند"!!!:        "من اصلن آدم مذهبی نیستم!" 

پ.ن2: سوال اینجاست که دقیقا" به چی "معتقدی"؟! هان :)


زمان: 2015-06-30 13:29:19

برای نسلی که عاشق نمی‌شود !

..."ما رستگاری را برای همه می‌خواستیم. این پروژه‌ی مشترکِ ما بود. این حَبلِ مَتین ما بود. ریسمانِ مشترک ما. این همان طنابی بود که ما را از چاه نجات می‌داد و به صعودمان وا می‌داشت..."

"همین جوانانی که می‌خواهند در لذّت به فراموشی برسند. قهرمانانِ لذّت در فلسفه، همه متفکرینی هستند که به لذّت در غلطیده‌اند".


پ.ن1: مقاله ای بی نظیر از "سارا شریعتی" دختر "دکتر شریعتی"، اینقدر که حیفم میاید قسمتهایی از آن را فقط بگذارم.

پ.ن2: مگر نه اینکه رسالت هنر و هنرمند اینست که جامعه را به پیشرفت و امید و آمالهایش نزدیک تر کند و اگر در جامعه چنین اتفاقی نیفتاد، هنرمند با هنرش فریادش را به گوش سیاستمداران و جامعه شناسان و اقشار مردم برساند؟! هنر های این روز ما متاثر از سیاسی بازی و جناح های مختلف انقلابی! در اصل دارد شور امید و آرزو و آرمانهای انسانی مردم را حتی می گیرد و به جای آن ناامیدی و رخوت را جایگزی میکند. جایی خواندم که "جهان سوم جایی ست که مردمش به جای حل مشکلات به بهترین وجه خود را با مشکلات تطبیق میدهند"! موسیقی های امروز ما خود گواه خوبی بر این امر است از اول تا آخر ناامیدی و اشک و آه در فراغ و بدبختی و فراموشی و بیچارگی! 

یاد "جلال آل احمد" به خیر که طنز سیاسی مینوشت برای مبارزه با وضعیت حاکم و موجود در جامعه و چوب زندانش را هم می خورد! یاد "مجله گل آقا" افتادم که مشکلات جامعه را به نحو بی طرفانه ای بازگو میکرد ! ای کاش هنرمندان ما طعمه ی دست این سیاست بازیهای بی سیاست نمی شدند و رسالت خود را به درستی می شناختند و قرار را به فرار ترجیح میدادند!

پ.ن3: این عادی شدن خیلی خطرناکه وقتی هیچ چیز سر جایش نیست...!!! ادامه ی مطلب را لطفا" بخوانید.


زمان: 2015-06-30 13:29:19

س ی ب

ای سیب سرخ غلت زنان در مسیر رود

یک شهر تا به من برسی عاشقت شده است ...


برچسب ها:
زمان: 2015-06-30 13:29:19

تو با قلب ویرانه من چه کردی؟

 

خیلی جدی و محکم گفتم: چرا یه جوری وانمود میکنی که انگار من عاشقتم در حالی که برعکسه؟ چرا همه چیزو به نفع خودت تموم میکنی؟

با صدای لرزان گفت: واقعا اینکارو میکنم؟!

گفتم : بله میکنید...

سکوت کرد، آرام و جویده جویده گفت: آره، بنظر خودمم اینکارو میکنم!

بلند شد آرام قدم زد و گفت : من از شما برای خودم اسطوره ساختم ...

...

با خودم فکر میکنم چطور میشه آدم اسطوره زندگیشو فراموش کنه؟ ... سالهای سال ؟...

...

سیب نوشت:  "عاشقِ بزدل ، عشق رو هم ضایع می کنه". (جمله طلایی سریال شهرزاد)

 

شهرزاد نوشت: بعد از چند سال از اومدن سریال شهرزاد، تازه دو هفتست که کل سریال رو گرفتم و ظرف دو هفته هر سه فصلشو دیدم! هیچ وقت از انتظار خوشم نیومده! برای همین گذاشتم همه قسمتهاش بیاد تا یه باره ببینم و تعلیق این قصه درناک و غمناک ایرانی، روحمو کمتر فرسایش بده!

شهرزاد یه رنج نامه خیلی خوبه ، یه درام غم انگیز اما چالشی، یه کار پر ستاره و قوی تو این دوره زمونه ای که از بیست و اندی کانال تلویزیونی صدا و سیمای میلی؛ هیچ بخاری بلند نمیشه!

نویسندگی شیرین و ماندگار نغمه ثمینی، کارگردانی عالی حسن فتحی، بازیگری بی نظیر علی نصیریان، شهاب حسینی، ترانه علیدوستی، مهدی سلطانی، رضا کیانیان و بازی بی عیب و نقص پریناز ایزدیار که انقدر نقش منفی رو خوب بازی مکینه که آدم حالش ازش بهم میخوره! همه این مجموعه ای از بهترینها شهرزاد رو رقم زدن با همه نقص ها و خوبی هاش. 

شهرزاد، درامی عاشقانه است اما سودای "آزادی" مردمان خسته این سرزمین رو فریاد میزند در یک زمان و مکانی در گذشته نه چندان دور اما کنایه ای به این زمانه. این برداشت شخصی منه و دوست دارم همین تو ذهنم باشه...

"شهرزاد" من رو به شدت میبره به حال و هوای فیلم "پدر خوانده" اثر کاپولا، پدر خوانده ای ایرانی که دودمان اطرفیان و خانوادش رو به باد میده به خاطر جاه طلبی و خودخواهی و ... حتی نزدیک ترین اطرافیانش!!!...

برای من که بیشتر فیلم ها و سریالهای خارجی میبینم، تو این کویر خشک مجموعه های خوب ایرانی!!! شهرزاد نمونه خوب و کامل یه مجموعه پرفکت و تقریبا بی حاشیه و بی نقص بود که هم المانهای هنری رو خوب به تصویر کشید و هم مفاهیم عمیق انسانی و آزادی و مبارزه با ظلم وجور مافیای قدرت و ثروت رو بیان کرد. 

جدا از همه قسمتای خوب سریال، موسیقی و آهنگهایی که محسن چاوشی براش خونده یه چیز دیگست.

چند تا تِرک از بهترینهای سریال شهرزاد که من دوسشون دارم با صدای محسن چاوشی:

1.دل ای دل

 http://dl.nicmusic.net/nicmusic/016/071/Mohsen%20Chavoshi%20ft.%20Sina%20Sarlak%20-%20Del%20Ey%20Del.mp3

2. افسار

http://dl.nicmusic.net/nicmusic/005/078/Mohsen%20Chavoshi%20-%20Afsar%20(128).mp3

3.کاش ندیده بودمت!

 http://dl.nicmusic.net/nicmusic/012/054/Mohsen%20Chavoshi%20-%20Kash%20Nadideh%20Boodamet.mp3

4. چه کردی؟ (با صدای امین بانی)

http://dl.nicmusic.net/nicmusic/010/092/Mostafa%20Zamani%20%26%20Majid%20Velayati%20-%20Che%20Kardi.mp3

 

پ.ن: " آنچه دستت داده ام نامش دل است، "افسار"؛ نه ! "

 

زمان: 2018-06-24 07:30:02

سفرنامه !

 

گفتم از فردا شروع میشه... پریدم بالا و محکم خوردم روی شنهای ساحل، صدای آب رو شنیدم و توی ساحل بالا و پایین پریدم. چقدر سخت بود نفس کشیدن توی این هوای سنگین، دوریبنم رو چاق کردم و رفتم تو یه عالم دیگه، یادم رفت همه اتفاقای عجیب و غریب اطرافم رو، یه عالم دیگه، یه هوای دیگه، یه نفس عمیق دیگه. نفس کشیدم تو این هوا! هوای بی درد و غصه، هوای آبی، هوای ...
دوربینم رو چاق کردم؛ نه فقط الان هر سال قصه همینه، چند ساله با هر دوربین دست گرفتنی برای حج، نفس عمیقی میکشم و دلم رو خوش میکنم به رفتن، به نماندن، به جانموندن! هر سال یه تیکه از قلبم جامیمونه، یه گوشه ای پرت میشم و میرم روبروی یه حجم هندسی مکعب که تماشاش روی صفحه مانیتور لپ تاپم از زمین تا آسمون با واقعیتش توفیر داره، نگاه میکنم و سکوت ... و با خودم فکر میکنم مگه میشه این همه انرژی مثبت و هوای تازه توی این نقطه کهکشانی جمع بشه؟! 

توی کوچه پس کوچه های مدینه که قدم میزنم، چشام رو بستم و قدم زنان با بوی عطری که میاد عشق بازی میکنم، چشام رو بستم و تو صحرای عرفات، کوچه به کوچه نشانی میپرسم. اربعین از راه میرسه، سکانس امام حسینی فیلمم میخوره به اربعین این روزها، چشام رو بستم و چادرهای منا رو پیاده طی میکنم تا صحنه های پایانی نمایش کامل بشه، تا بشنوم صدای قدمهای انسانیتو تا شمیم تقوا رو حس کنم و اوج بگیرم برای پریدن. دستانم رو بلند میکنم و ستاره های بالای کعبه رو خوشه چین میکنم، دستانم رو بلند کردم از طلب تا پرواز کنم تا فنا؛ تا حس کنم بازیگری ابراهیم رو تو سکانسی که هیچ وقت تکراری نمیشه، هیچ وقت تموم نمیشه.

آروم چشام رو باز میکنم. اثری از این خیال شیرین نیست؛ من و صفحه مانیتور لپتاپم که سکانسهای نمایش خیالم داره روش ورق میخوره. منم و این صفحه، از فاصله ای خیلی دور شاید. منم و یه عالمه داستان و سکانس و خاطره و یه نرم افزار سفت و سخت تدوین فیلم که هیچ درکی از این حسها نداره.

حالا این دریای بیکران زلال و آبی و ماهی کوچکی که تلظی میکنه و توی ساحل بالا و پایین میپره و در حسرت دریا شدن می مونه ... 

غافل از اینکه " زندگی بدون آب، از گلوی ماهی پایین نمیرود!"

فیلم مستندم تمام میشه... چشامو باز میکنم، حج ِ نرفته منم تمام میشه ...

 

 پ.ن: بعضی وقتها میشه برای یه چیزهای دست نیافتنی مثل حج، فقط مُرد ...

نویسنده نوشت: قلبم، تکه تکه درد میکشد برای رفتن، درد... باید نفس کشید توی این هوا! همین ...

 نوشته شده : 6 آذر 96

 

زمان: 2018-06-24 07:30:13

نون و القلم و مایسطرون

 

آدمیزاد است دیگر؛ بدون اینکه فکر کند گاهی حرف میزند. بدون اینکه فکر کند این حرف چه باری  روی دوش دیگری می اندازد. آدمیزاد است دیگر، محافظه کار گاهی؛ آنقدر که پای گفتن دوست دارمهایش نمی ایستد، آنقدر که صدای خرد شدن شیشه دل معشوقش را حتی نمیشود! آدمیزاد است دیگر؛ آنقدر مغرور که نگاه دنباله دار کسی که هر شب خوابش را میبیند را نمی فهمد، این نوع آدمیزادها مسئولیت حرف ها، نگاه ها، سکوت هایشان را نمیپذیرند. آدمیزادهایی دروغین که یک روز از سر تنهایی، روی سرت آوار میشوند و روز دیگر در سکوت محو میشوند . اینها آدمهای خطرناکی هستند.

 

درد بی درمان نوشت! : وسط این همه دل مشغولی، هر از چندی یکی از این آدمیزادها سر راهم سبز میشود. یکی از همین خطرناکها، یکی از اینهایی که دو روز با احساساتت بازی میکنند و برایشان تاریخ مصرف داری! یکی از همینها که دو روز قربان و صدقه ات میروند و روز بعد در افق محو میشوند. یکی از همین ها که اسم آدمیزاد هم حتی برازنده شان نیست. یکی از همین عذابهای پوچ و توخالی آخرت! یکی از این بازیگرهای هفت خط که سودای عشق و عاشقی شان گوش فلک را کر میکند و پای عمل که میرسد، تفاله های دروغین تذویر و ریا را قی میکنند. بعد چشمهایت را که باز میکنی، تو میمانی و یک قلب تکه تکه در دستانت و احساسی که از این تکه های پاره پاره خون میشود و به زمین میچکد ...

مسئولیت رفتار، حرفها، دوستت دارم ها ، اداها و بازیهایتان را بپذیرید. آدمها را با یک قلب پاره پاره رها نکنید، آدمها را پیر نکنید! آهشان میگیرد گاهی ....

یعنی اگر حساب و کتابی فردا یا امروز در کار باشد! تو که میدانی آه من سخت میگیرد، مخصوصا وقتی میبخشم! خودت به داد این آدمیزادها برس؛ من که آهم همیشه میگیرد، فقط آهم ...

پ.ن1 : ذوب میشوم، آب میشوم، عجله دارم برای رفتن، برای رفتن و نرسیدن، برای فقط رفتن ... خدایا زمین بس است دیگر، آرزویم آسمان است ... همین

پ.ن2 : خطر محافظه کار ها اینست که گاهی دقیقا زمانی که باید به داد حق برسند، در زمین ناحق بازی میکنند!

 سیب نوشت: کسی نمیتونه تصور کنه چقدر این مکان، این وب، این سیاه نوشته هایم را دوست دارم، این جا برای من بعد از نوشته های دفترچه های قد و نیم قدم، تنها نقطه بدون حاشیه فضای مجازیست! سیب، از این آدمیزادهای توخالی نیست! مثل آینه شفاف است و همیشه صادقانه سراغم میاید.

نویسندگی؛ عزیزترین عزیز من. کلمه ها رقص اوجند برایم... "نون و القلم و مایسطرون"... حقا که "قلم"؛ قسم خوردن هم دارد. مخصوصا اگر راست باشد، راست.

نوسنده نوشت: با همان لحن آرام و خودمانی اش گفت: "دختر، داستان نوشتی... مگه افتادن تشعشعات خورشید روی فرش هم داستان میخواهد؟!"

با خود فکر کردم: "چه دلیلی عاقلانه تر ازینکه تابیدن این باریکه های نور را دوست دارم! کسیکه این را بفهمد مرا میفهمد و  خیلی انسان خاصی است."  انگار ذهنم را خواند، سکوت کرد، لبخند زد، نگاهم کرد. همسر یک شهید بود.

 

برچسب ها: اسلام معتقدی , یکی بگه , اسلام , معتقدی , جامعه , مشکلات , ناامیدی , سیاست , سیاسی , فراموشی , رسالت , هنرمند , شریعتی , محسن چاوشی , پدر خوانده , شهرزاد , سریال , چاوشی , ایرانی , افسار , آزادی , میکنم , جویده , اسطوره , شهرزاد، , اینکارو , خوانده , توی ساحل بالا , توی این , هیچ وقت , تمام میشه , صفحه مانیتور , عالم دیگه، , ساحل بالا , توی ساحل , این هوا , میکنم , میکنم، , دیگه، , میخوره , نمایش , دستانم , سکانس , اربع , آدمیزاد است , محو میشوند , این آدمیزادها , بازی میکنند , محافظه کار , فکر کند , است دیگر؛ , بدون اینکه , اینکه فکر , است دیگر، , آدمیزاد , آدمیزادها , میکنند , آنقدر
زمان: 2018-06-24 07:30:19

داستانهای کوتاه "آبی روشن" و "صدای پای سوره"

 

داستانهای کوتاه "آبی روشن" و "صدای پای سوره"، داستانهای برگزیده جشنواره های داخلی، به نویسندگی؛ "فهیمه مصدرالامور" در سایت کانون نویسندگی پاییز منتشر شد.

 

 

نویسنده نوشت: در سایت کانون پاییز کنار اسم و داستان بنده به اشتباه نوشته شده : کارگاه داستان ناهید طباطبایی!! لذا این توضیح را لازم میدانم؛ بنده در کارگاه ایشان تاکنون حضور نداشتم و داستانها را مستقل از کارگاه داستان پاییز نوشته ام!  

 با احترام و افتخار به استاد داستان نویسی ام: "جناب آقای سید محمدرضا خردمندان"

 

لینکهای کانون نویسندگی پاییز:

 

http://paeez.org/?p=1

http://paeez.org/?p=276

 

برچسب ها: اسلام معتقدی , یکی بگه , اسلام , معتقدی , جامعه , مشکلات , ناامیدی , سیاست , سیاسی , فراموشی , رسالت , هنرمند , شریعتی , محسن چاوشی , پدر خوانده , شهرزاد , سریال , چاوشی , ایرانی , افسار , آزادی , میکنم , جویده , اسطوره , شهرزاد، , اینکارو , خوانده , توی ساحل بالا , توی این , هیچ وقت , تمام میشه , صفحه مانیتور , عالم دیگه، , ساحل بالا , توی ساحل , این هوا , میکنم , میکنم، , دیگه، , میخوره , نمایش , دستانم , سکانس , اربع , آدمیزاد است , محو میشوند , این آدمیزادها , بازی میکنند , محافظه کار , فکر کند , است دیگر؛ , بدون اینکه , اینکه فکر , است دیگر، , آدمیزاد , آدمیزادها , میکنند , آنقدر , کانون نویسندگی پاییز , کارگاه داستان , نویسندگی پاییز , کانون نویسندگی , سایت کانون , داستان , پاییز , کارگاه , کانون , داستانهای , نوشته , نویسندگی
زمان: 2018-06-24 07:30:24

بنفش!

 

سکانس 1 : خبرگزاری سینمای ایران_ سینما پرس

سردبیر بخش خبر که خدا خیرش دهاد! در حالی که سرش را بالاگرفته سعی دارد توجیهم کند که سوالاتی که بعنوان یک خبرنگار از هنرمندان باید بپرسم حتما انقلابی باشد و بعد شروع میکند به خودافشایی:

 من بعنوان یک خبرنگار به همه مخاطبان خط میدهم که چگونه فکر کنند، چگونه تصمیم بگیرند، چگونه عمل کنند!

یعنی من بعنوان یک رسانه خبری افکار عمومی مردم را تغذیه میکنم از مردم عادی گرفته تا کلیه سیاستمداران و اندیشمندان... !

خبرنگارنوشت: این یعنی خبرو خبرنگاری و عموما رسانه جایگاه ویژه ای در افکار عمومی جامعه دارد . پس بازی ِخبر را خوردن از اساس بیهوده است چون خبر زرد بسیار است و از آنجا که عده ای تند رو از راه اخبار خاکستری جامعه را تطمیع میکنند و سودای تسلط بر اذهان را هم دارند، بنابراین معیار احیانا اعتماد؛ جنس خبر ، راستی آزمایی و منبع اصلی خبر در اولویت قرار خواهد گرفت.

در خبرنگاری رو تیتر و سرتیتر های درشت تر و دهان پر کن و عوام فریب الزاما راست نیستند، حتی قرار بر این است که تیتر اصلی دروغ زرد و بزرگتری باشد! اما در این میان خبرنگاران کمی هستند که به این تن ندهند و همواره پاینبد به اصول اخلاقی در انتشار یک خبر باشند .

 

سکانس 2 : دانشگاه تهران _ مراسم تشییع ایت الله هاشمی رفسنجانی

 ... ادامه ...

 

برچسب ها: اسلام معتقدی , یکی بگه , اسلام , معتقدی , جامعه , مشکلات , ناامیدی , سیاست , سیاسی , فراموشی , رسالت , هنرمند , شریعتی , محسن چاوشی , پدر خوانده , شهرزاد , سریال , چاوشی , ایرانی , افسار , آزادی , میکنم , جویده , اسطوره , شهرزاد، , اینکارو , خوانده , توی ساحل بالا , توی این , هیچ وقت , تمام میشه , صفحه مانیتور , عالم دیگه، , ساحل بالا , توی ساحل , این هوا , میکنم , میکنم، , دیگه، , میخوره , نمایش , دستانم , سکانس , اربع , آدمیزاد است , محو میشوند , این آدمیزادها , بازی میکنند , محافظه کار , فکر کند , است دیگر؛ , بدون اینکه , اینکه فکر , است دیگر، , آدمیزاد , آدمیزادها , میکنند , آنقدر , کانون نویسندگی پاییز , کارگاه داستان , نویسندگی پاییز , کانون نویسندگی , سایت کانون , داستان , پاییز , کارگاه , کانون , داستانهای , نوشته , نویسندگی , افکار عمومی , بعنوان , خبرنگاری , جامعه , عمومی , رسانه , خبرنگار , سکانس , افکار
زمان: 2018-06-24 07:30:26

خصوصی

 

خدایاااااا

 لطفا" فقط معجزه ...

همین

 

پ.ن: دعا ...

 

برچسب ها:
زمان: 2018-06-24 07:30:28

ریشه ها

 

ریشه "اسلام" = سِلم = "آشتی دادن" ، صلح

مردم =  [ م َ دُ ] (اِ)آدمی . انس . انسان . آدمیزاده . شخص . بشر 

 

«فَانِ اعْتَزَلوكُمْ فَلَمْ يُقاتِلوكُمْ وَ الْقَوْا الَيْكُمُ السَّلَمَ فَما جَعَلَ اللَّهُ لَكُمْ عَلَيْهِمْ سَبيلًا؛/ سوره نساء آيه 90.
اگر از جنگ كناره گيرى كردند و با شما نجنگيدند و اظهار صلح كردند و گفتند : حاضريم با شما صلح كنيم، خدا به تو اجازه نمیدهد ديگر از اين جا بيش تر جلو بروى و بجنگى.

 

امام على عليه السلام :

مِن كَمالِ السَّعادَةِ السَّعيُ في صَلاحِ الجُمهورِ .
 كوشش در راه ايجاد آشتى ميان عموم مردم (اصلاح و بهبود وضع آنان) از كمال نيك بختى است .

 

امام صادق عليه السلام : 

 إذا دُعِيتَ لِصُلْحٍ بين اثنَينِ فلا تَقُلْ : عَلَيَّ يَمينٌ ألاّ أفعَلَ .
هرگاه از تو خواسته شد كه ميان دو تن صلح دهى ، نگو : سوگند خورده ام كه اين كار را نكنم .

 

امام صادق عليه السلام :

المُصلِحُ ليسَ بِكاذِبٍ .
آشتى دهنده ، دروغگو نيست .

 

حضرت رسول (صلى الله علیه و آله) فرمود:

«أَیمَا مُسْلِمَینِ تَهَاجَرَا فَمَكَثَا ثَلَاثاً لَا یصْطَلِحَانِ إِلَّا كَانَا خَارِجَینِ مِنَ الْإِسْلَامِ وَ لَمْ یكُنْ بَینَهُمَا وَلَایةٌ فَأَیهُمَا سَبَقَ إِلَى كَلَامِ أَخِیهِ كَانَ السَّابِقَ إِلَى الْجَنَّةِ- یوْمَ الْحِسَاب»

هر دو نفر مسلمانى كه از همدیگر قهر كنند و سه روز بر آن حال بمانند و با هم آشتى نكنند هر دو از اسلام بیرون روند و میانه آنها پیوند و دوستى دینى نباشد، پس هر كدام از آن دو بسخن گفتن با برادرش پیشى گرفت، او در روز حساب پیشرو به بهشت باشد.

 

پیامبر اسلام صلى الله علیه و آله می­فرمایند:

« من هجر أخاه سنة فهو كسفك دمه ».

هر كه یک سال از برادر خویش قهر كند چنانست كه خون وى را ریخته است.

 

پیامبر اسلام صلى الله علیه و آله می فرمایند:

«یا أَبَا ذَرٍّ إِیاكَ وَ هِجْرَانَ أَخِیكَ فَإِنَّ الْعَمَلَ لَا یتَقَبَّلُ مِنَ الْهِجْرَانِ‏ »

اى اباذر بپرهیز از دورى كردن از برادرت. زیرا كه عمل انسان با قهر پذیرفته نمى‏شود.

 

 

پ.ن 1 : زیاد است انقدر در باب آشتی و صلح آیه و روایت زیاد است؛ آنقدر که جای هیچ شک و شبهه ای نمیگذارد.

پ.ن2 : مَر دُم ... مَردم .... مَردم! چند بخشه ؟! عده ای معلوم نیست کجای مختصات این دو بخشند!

پ.ن3: خدا کند هیچ کودکی این جمله قهریم و آشتی هم نمیکنیم را نشنیده باشد!  فقط خدا کند!

 

 

نقد نوشت : اسلام یعنی آشتی ؛ وسط دعواهای سیاسی تان ، اسلام را تحریف نکنید!!!

 

منابع:

نهج الفصاحه، مترجم ابوالقاسم پاینده،تهران، بدرقه جاویدان،1385، چاپ هفتم، كلمات قصار، ص 747   

 مجلسی محمد باقر؛ بحار الانوار الجامعة لدرر اخبار الائمة الاطهار ، تهران ، دارالكتاب اسلامیه ، 1364 ، نوبت دوم، ج‏74  ص 72

 كلینی، محمدبن یعقوب؛ اصول من الكافی، علی اکبر غفاری، بیروت، دارالتعارف،1401، چاپ چهارم، ج‏2 ص 345. 

میزان الحکمه،جلد ششم.

 

برچسب ها: اسلام معتقدی , یکی بگه , اسلام , معتقدی , جامعه , مشکلات , ناامیدی , سیاست , سیاسی , فراموشی , رسالت , هنرمند , شریعتی , محسن چاوشی , پدر خوانده , شهرزاد , سریال , چاوشی , ایرانی , افسار , آزادی , میکنم , جویده , اسطوره , شهرزاد، , اینکارو , خوانده , توی ساحل بالا , توی این , هیچ وقت , تمام میشه , صفحه مانیتور , عالم دیگه، , ساحل بالا , توی ساحل , این هوا , میکنم , میکنم، , دیگه، , میخوره , نمایش , دستانم , سکانس , اربع , آدمیزاد است , محو میشوند , این آدمیزادها , بازی میکنند , محافظه کار , فکر کند , است دیگر؛ , بدون اینکه , اینکه فکر , است دیگر، , آدمیزاد , آدمیزادها , میکنند , آنقدر , کانون نویسندگی پاییز , کارگاه داستان , نویسندگی پاییز , کانون نویسندگی , سایت کانون , داستان , پاییز , کارگاه , کانون , داستانهای , نوشته , نویسندگی , افکار عمومی , بعنوان , خبرنگاری , جامعه , عمومی , رسانه , خبرنگار , سکانس , افکار , صلى الله علیه , صادق عليه السلام , امام صادق عليه , الله علیه , عليه السلام , صلى الله , خدا کند , اسلام صلى , پیامبر اسلام , امام صادق , صادق عليه , اسلام , السلام
زمان: 2018-06-24 07:30:29

بدرود پدر دلسوز ايران ...


بعضي از انسانها هيچگاه تمام نميشوند. بعضي از انسانها "من" نيستند؛ " ما " هستند. مرداب نيستند؛ رودند و در "جريان"! جاي خالي انسانهايي كه معادلات را حل و راه را هموار ميكنند، هميشه "سبز" خواهد ماند.

بدرود پدر دلسوز ايران...

 

درد نوشت: سکوتِ مظلوم در برابر ظلم، ظالم را بُراق میکند گاهی! 

- چرا عده ای اینقدر احساس میکنند باید سخنرانی کنند؟! چرا هر آدم بیسوادی اجازه اظهار فضل دارد و باسوادان در حاشیه اند؟! چرا دست از توهین و سنگ اندازی برنمیدارند؟! چرا بر طبل تفرقه میکوبند و وحدت را "هی" میکنند؟!!

آیا شما به غیر از "دلواپس بودن"، کار و کاسبی دیگری ندارید؟!!!

پ.ن: جريان، خاموشي ندارد! ...

 

برچسب ها: اسلام معتقدی , یکی بگه , اسلام , معتقدی , جامعه , مشکلات , ناامیدی , سیاست , سیاسی , فراموشی , رسالت , هنرمند , شریعتی , محسن چاوشی , پدر خوانده , شهرزاد , سریال , چاوشی , ایرانی , افسار , آزادی , میکنم , جویده , اسطوره , شهرزاد، , اینکارو , خوانده , توی ساحل بالا , توی این , هیچ وقت , تمام میشه , صفحه مانیتور , عالم دیگه، , ساحل بالا , توی ساحل , این هوا , میکنم , میکنم، , دیگه، , میخوره , نمایش , دستانم , سکانس , اربع , آدمیزاد است , محو میشوند , این آدمیزادها , بازی میکنند , محافظه کار , فکر کند , است دیگر؛ , بدون اینکه , اینکه فکر , است دیگر، , آدمیزاد , آدمیزادها , میکنند , آنقدر , کانون نویسندگی پاییز , کارگاه داستان , نویسندگی پاییز , کانون نویسندگی , سایت کانون , داستان , پاییز , کارگاه , کانون , داستانهای , نوشته , نویسندگی , افکار عمومی , بعنوان , خبرنگاری , جامعه , عمومی , رسانه , خبرنگار , سکانس , افکار , صلى الله علیه , صادق عليه السلام , امام صادق عليه , الله علیه , عليه السلام , صلى الله , خدا کند , اسلام صلى , پیامبر اسلام , امام صادق , صادق عليه , اسلام , السلام , نيستند؛ , انسانها
زمان: 2018-06-24 07:30:38